مرتضى راوندى

540

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دسته‌هاى دزدان و راهزنان در عصر مغول چنان كه اشاره شد ، يكى از مشكلات اساسى تجار در آن ايام ، مسافرت و اقدام به فعاليتهاى بازرگانى بود . خرابى راهها و فقدان امنيت ، به مردم اجازه نمىداد كه به هيچ نوع فعاليت وسيع و دامنه‌دارى دست بزنند . دسته‌هاى دزدان و راهزنان نه تنها در بيابانها ، مواضع مستحكمى داشتند بلكه در داخل ديه‌ها و شهرها و در بين سران قوم ، دوستان و حاميانى داشتند و به مدد آنان ، با خيال راحت ، به دزدى و راهزنى ادامه مىدادند . با آنكه مردم عادى با گذشت زمان ، كمابيش دزدان و حاميان آنها را مىشناختند ولى به علت نبودن يك دستگاه حاكمهء دلسوز و صديق ، احدى را قدرت آن نبود كه دزدان و جاسوسها و حاميان ايشان را معرفى كند ، و اگر كسى به چنين اقدام خطرناكى مبادرت مىكرد ، بيدرنگ ، به دست يكى از عمال آنها كشته مىشد . رشيد الدين فضل اللّه وضع آشفتهء آن ايام را چنين توصيف مىكند : « بر عالميان پوشيده نيست كه پيش از اين ، تطاول و استيلاء راهزنان و دزدان تا چه غايت بود و با آنكه انواع ايشان از مغول و تازيك و مرتد و كرد و لور و شول و شامى هرچه تمامتر بودند ، غلامان گريخته نيز با ايشان مىپيوستند و رنود و اوباش شهرها پيش ايشان مىرفتند و بعضى روستاييان و اطراف‌نشينان با ايشان يكى مىشدند و . . . در تمامت شهرها جاسوس داشتندى تا از عزيمت اصناف مردم ايشان را خبر كنند . » « 1 » سپس رشيد الدين فضل اللّه مىگويد : اگر تصادفا يكى از اين دزدان دستگير و به حكومتهاى وقت تسليم مىشد ، فورا حاميان به پا مىخاستند و مىگفتند : « چنين بهادر را چگونه توان كشت ؟ » « 2 » و با اين اقدامات ، برچيرگى و جسارت ديگر دزدان مىافزودند . همين كه كاروانى حركت مىكرد ، بيدرنگ ، جاسوسان از حركت كاروان و تعداد مسافرين و كم و كيف كالا و ثروت آنان به دزدان خبر مىدادند . پس از رسيدن كاروان ، دزدان كه از پيش به وضع آنها آشنا بودند ، مردم بينوا و متوسط الحال را جدا كرده ، ديگران را مىزدند و مىكشتند و هستى آنها را به يغما مىبردند . پس از اين غارتگرى ، دزدان بدون كوچكترين بيم و هراسى ، به منزل رؤسا و دوستان خود كه اكثر كدخدايان و بزرگان شهر و ده بودند ، مىرفتند و اموال مسروقه را ، اعم از قماش و جواهر ، بين خود تقسيم مىكردند . در چنين وضع آشفته‌اى اگر كسى سوداى تجارت داشت ، ناگزير بود كه راههاى معمولى را رها كرده از كوره راهها و جاده‌هاى مجهول و پرخطر ، كالاى خود را به مقصد برساند . ولى اين وضع آشفته در عهد غازان خان رو به بهبود و اصلاح رفت و به دستور او ، كليهء مسافرين و كاروانيان مكلف بودند كه به مجرد مشاهدهء دزدان ، به جنگ با آنان برخيزند و اگر كسى از دفاع خوددارى كند ، گناهكار باشد . ديگر آنكه اهالى كليهء دهات و شهرها را مكلف نمود كه تا چون از وقوع دزدى باخبر شدند ، با وسايلى كه در اختيار دارند ، دزدان را تعقيب كنند و اگر در ميان دزدان حتى مغول يا مسلمانى ديدند بيدرنگ به

--> ( 1 ) . تاريخ مبارك غازانى ، پيشين . ص 277 . ( 2 ) . همان . ص 278 .